تبليغاتX
دردنامه

دردنامه

نماز وداع یا اداء شهادتین (بخش یازدهم دردنامه )

جناب آقای خامنه ای ، حتما جمعه سیاهی را که آقای هاشمی رفسنجانی بعنوان امام جمعه تهران آخرین نماز جمعه خودرا اقامه نمود به خاطر دارید . البته بماند که چه شد که علیرغم وجود بحران در کشور اجازه دادید ایشان اقامه نماز کند وخطبه بخواند . شاید نمی دانستید که مسلمانان ایران خلاصه نمی شود به همان تعداد چند صد نفری که اکثرا با اهداف خاصی همه هفته در صحن دانشگاه حاضر شده و به شما ودیگران اقتدا می کنند وفکر می کردید می توانید که حتی اگر حقی هم ناحق شود ، همان تعداد طبق معمول می آیند وبا سردادن چند تا شعار بی محتوای (مرگ بر  آمریکا ، مرگ بر اسرائیل و همه سرباز توایم خامنه ای ، گوش به فرمان توایم خامنه ای) تلقینی و دروغی ، آراء میلیونها انسان تحت ستم سی ساله را که باحضور با انگیزه خود خواستند اختیار حکومت را ازدست یک آدم بی ریشه وبی لیاقت درآورده و به دست اهلش بسپارند بالا بکشید و آنرا به حساب مشروعیت خود قلمداد کنید .
خیر آقا ، درواقع ملت ایران همان ملت میلیونی هستند که درهمان روز جمعه سیاه برای احقاق حقشان حضور پیدا کردند که مزدوران شما نگذاشتند وارد دانشگاه شوند وناگزیر از پشت میله های آهنی و دیوارهای آجری فریاد وا اسلاما ، وامظلوما و واعدالتا سردادند و می خواستند بدانند رای آنها کجاست و به امر چه کسی و به دست چه کسانی دزدیده شده است ؟
اگر شما وایادیتان یک جو انصاف می داشتید ، مظهر کامل مدنیت هفتهزار ساله تاریخ کهن ایران زمین و شعور اسلامی هزارو چهارصد ساله ملت شریف ایران را در چهره تک تک میلیونها انسانی که اطراف دانشگاه گرد آمده بودند مشاهده می کردید و بجای اینکه آنهارا آشوبگر ، فرصت طلب و نوکران اجنبی بخوانید ، به متن درخواستهایشان که بصورت شعار فریاد می زدند ، گوش فرا می دادید و این همه بحران برای خود بوجود نمی آوردید .
 در همان روزهای بعد ازجمعه سیاه ، تنها ایرادی که توسط مطبوعات وابسته به حکومت کودتا عنوان شد این بود که مردمی که پشت دیوار دانشگاه جمع شده بودند ، آداب نماز خواندن را نمی دانستند ، بدون رعایت تقدم وتاخر مرد وزن و با کفش و کتانی و عدم رعایت حجاب ، نماز می خواندند . آری درست است وکاملا حق با این مطبوعاتچیان شناخته شده است . اقامه نماز جماعت آدابی دارد که باید رعایت شود . اما کدام نماز جماعت و با امامت کدام امام
اولا بقول خود آقایان نماز جمعه ، نماز سیاسی ، عبادی است . ثانیا اکثر ائمه محترم جماعات آنقدر در خطبه های نماز جمعه خود دروغ گفته و آنقدر دغل به کار برده اند از یکطرف و از سوی دیگر آنقدر فحش و ناسزا نثار دشمنان فرضی کرده اند که نماز جمعه کاملا رنگ سیاسی پیدا کرده است . وانگهی عدالت آنان نیز زیر سئوال رفته  تا چه رسد به شهرتشان به انسان خوبی بودن که حداقل شرط امام جماعت است .
ثالثا این جماعت صرفا برای اقامه نماز جمعه نیامده بودند . که با توجه به ابعاد سیاسی آن ، آمده بودند تا با فریاد مسالمت آمیز ، حقوق ازدست رفته شان را مطالبه کنند وچشم امید به دهان امام جمعه دوخته ودرعین حال دل در گرو یکتا پرستی خود داشته تا شاید طرفی بسته شود .
به همین جهت همه انسانهای آزاد و آگاه جهان دیدند که همان جوان فوکول و کراواتی و همان دختر به اصطلاح شما بدحجاب با موهای هویدا اما پریشان وبا آستین های بالازده نه بخاطر جلب توجه بلکه بخاطر ابراز نیاز به درگاه لایزال و با به پا کردن کفش و کتانی البته نه بخاطر بی حرمتی به مخاطب ، که بخاطر اینکه در میدان جنگ است ودراین میدان باید پیروز گردد ولو با دست خالی در مقابل بسیاری مزدور کاملا مسلح . آیا در چنین شرایطی انتظار می رود که نمازگذاران ، کاملا آداب شرکت در نماز جماعت را رعایت کنند ؟
مطمئن باشید که تنها خداوند است که از درون انسانها آگاهی کامل دارد و میداند که نماز آن دختر بدحجاب با آن ظاهر (به عقیده بنده وشما) غیر مشروع اما با دلی صاف و بی غش ، بیشتر مورد قبول احدیت قرار می گیرد یا نماز بنده و شما با ظاهری آراسته به آداب مسلمانی اما دلی آلوده به تزویر و ریا وپایمال کردن حقوق مسلم بندگان خدا وپشت پا زدن به خواسته های مشروع ملتی که میخواهند آزاد باشند واز حقوقشان دفاع کنند .
آری آن مردم آمده بودند تا بلکه به امامی اقتدا کنند که فکر می کردند این گره کور به دست او باز شود و معلوم گردد ، رای آنان چه شد ؟ کجا رفت ؟ چه کسانی آنرا دزدیدند و به امر چه کسی دزدیده شد ؟ شاید خیلی ها نمی دانستند که آن امام وام دار رهبری و حکومت است و خود آنقدر مشکل دارد که توان دفاع از حقوق اینان را نخواهدداشت . به همین جهت برای اینکه نه سیخ بسوزد و نه کباب ، گاهی به میخ می زد و گاهی به نعل . بلکه کما فی السابق هم سر در آخور بیت المال داشته باشد وهم سر در آخور حکومت . هم عنوان سردار سازندگی و شجاعت امیرکبیری را به رخ مردم بکشد و هم دل رهبری را نشکند .
اما بنازم به قدرت و حکمت خداوند باری تعالی که علاوه بر عقوبت اخروی ، مکافات دنیوی را نیز یکی از عوامل مهم مجازات انسانهای گنه کار قرار داده است که :
از  مکافات  عمل  غافل    مشو                             گندم از گندم بروید ، جو زجو
هیچ گندم کشته ای و جو دهد                             یا شنیدی اسب کره خر  دهد
آقای هاشمی رفسنجانی نه توانست حقوق از دست رفته مردم را باز ستاند و نه توانست دل رهبری را به دست بیاورد و همان شد که نماز جمعه او ، نماز وداعش شد و ترور شخصیتش نیز حکم مرگ اورا صادر کرد که البته این نتیجه ظلمی است که توسط ایشان بعنوان مهمترین عامل بر سر مرحوم آیت الله منتظری رضوان الله تعالی علیه آوردند و این آغاز مصیبت است . جناب آقای خامنه ای ، عاقبت سرنوشت تو کمتر از او خواهد بود ؟ الله اعلم .           
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/20ساعت   توسط محمد.ع  | 

استقلال ، مهمترین افتخار روحانیت شیعه (بخش دهم دردنامه)

از افتخارات روحانیت شیعه در طول تاریخ ، یکی: استقلال فکری آنان بود بطوریکه ذاتا اهل تفکر واندیشه بودند و تحت تاثیر هیج فکر واندیشه التقاطی قرار نمی گرفتند و به همین جهت الگو بودند برای دیگران و کمتر از دیگران الگو می گرفتند . اما متاسفانه دراین سی ساله بعد از انقلاب بقدری وارد تفکرهای سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی شده اند که  هویت خودرا فراموش نموده واکثرا دنباله رو طرز تفکر دیگران قرار گرفته ونمی شود بعنوان یک روحانی به آنان توجه نمود . دیگر: استقلال علمی ، اما آنقدر خودساخته بودند که اگر متوجه اشتباه خود می شدند ، برمی گشتند وبا پذیرفتن حقیقت نسبت به بالا بردن سطح علمی خود اقدام می نمودند .لکن در حال حاضر اکثرا اگر به یک نتیجه علمی رسیده باشند به هیچ نحو حاضر نیستند دست از اعتقاد علمی خود بردارند ومی گویند ، مرغ یکپا دارد وعدول از نتیجه علمی خودرا باعث رسوایی خود می دانند . مهمترین افتخار روحانیت شیعه ، استقلال اقتصادی آنان بود که به هیچ گروهی ، حزبی ، دسته ای و یاجریانی وابسته نبودند ومردم هم چون آنانرا دوست داشتند و به مسئولیت علمی وفرهنگی آنان واقف بودند ، با افتخار و بدون منت و بدون هیچگونه چشم داشتی نسبت به تامین وضعیت معیشتی آنان اقدام می کردند واقتضای شغلی شان ایجاب میکرد که بدنبال مال اندوزی و خوشگذرانی چون دیگران نباشند . به همین جهت دستورات ، ارشادات و راهنمائیهای آنان برای عموم جامعه حجت بود و اکثرا سر تعظیم به راهنمائیها وارشاداتشان فرود می آوردند . اما متاسفانه در این سی ساله بعد از انقلاب ، فکر اقتصادی ، مهمترین دغدغه آنان شده که مبادا از دیگران عقب بمانند ودرهرشرکتی یا کارخانه ای یا مراکز تجاری ، جای پای آنان مشهود است . درهربرج عظیمی که ساخته میشود سهمی دارند . بازار واردات وصادرات را به انحصار خود وایادیشان درآورده اند . مردم همه اینهارا میدانند ویکی را مافیای شکر عنوان میکنند ، یکی را مافیای نفت و گاز وآهن لقب می دهند ، کاخهای برخی از آنانرا بهتر از کاخهای شاه میدانند ، به هر باغ بزرگی و یاگردشگاه عمده ای پا می گذاری میگویند ، فلان روحانی مهمترین نقش را در آنجا دارند ومردم میگویند نبض اقتصاد کشور در قبضه این آقایان است . بااین حساب معلوم است که آینده حوزه علمیه که یکروزی مهد علم وعمل بود ، چه وضعی پیدا خواهد کرد . آیا ممکن است در حوزه های علمیه که علمائی امثال آیت الله بروجردی ، آیت الله حائری شیرازی و آیات عظامی مانند مرحوم شریعتمداری ، خوئی ، گلپایگانی ، نجفی مرعشی وغیره که همگی از افتخارات شیعه اند ، درآینده خود نمائی کنند ؟ هرگز . چون حوزه علمیه جیره خوار دولت شده و ازطرفی دیگر تبدیل به مرکز تجاری شده است . در چنین محیطی دیگر نمیتوان منتظر بروز وظهور چنین مراجعی بود وافسوس و صد افسوس که جناب آقای خامنه ای ، حوزه علمیه را نابود کردی وکار روحانیت بجائی رسیده است که درحال حاضر هیچگونه حرمتی وقداستی میان مردم ندارند وموقعیت معنوی آنان را دستخوش مادیات نموده ای وانتظار داری با گرفتن و بستن و تهدید و تطمیع ، مردم فرمانبردار شما وآنان باشند هیهات . چه بد خیانتی به این قشر از جامعه روا رفت ودر نتیجه چه بد خیانتی به دین اسلام وشیعه اثنی عشری روا رفته است .   
+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/19ساعت   توسط محمد.ع  | 

حرمت روحانیت شکسته شد (بخش نهم دردنامه)

آقای خامنه ای
 هیچ میدانی در این چندساله اخیر به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی ، تمدن اصیل ایران وفرهنگ اسلامی را نابود کرده اند ؟
 قبل از انقلاب ، روحانیت علیرغم ضعفهائی که داشتند معذالک در میان جامعه ، حرمتی داشتند بطوریکه زن ومرد جامعه برای روحانیت قداستی قائل بودند. کافی بود یک جوان ویا نوجوانی وارد حوزه علمیه شود . همه جوامع برای او احترامی خاصی قائل بودند . حتی پیرمردها و پیرزنها اورا الگوی اخلاقی خود قرار میدادند . مقیدین به اخلاق و متدینین ، با اخلاص تمام به او اقتدا میکردند و غیر متدینین نیز برای او حرمت قائل بودند واز ارتکاب گناه در انظار او شرم داشتند . اما نمیدانم چه کردی با این ملت مسلمان شیعه که نه تنها مسلمانان بریده اند بلکه نسبت به شیعه منفی ترین برداشت را دارند .
 آقای خامنه ای ، تو خود که نه توان پرسه سدن در میان عموم مردم را داری ونه شئونات ولایتت اجازه قدم زدن با عوام وخواص را می دهد . اما اگر لا اقل به تعداد انگشتان دو دست ، دلسوز واقعی و با اخلاص در کنارت بود وهراز چند گاهی در میان مردم و کوچه وبازار به قصد تفرج و یا کسب اخبار رفت وآمد می کردند وجرئت انتقال دیدنیها وشنیدنیهارا داشتند ، آنوقت شاید در رفتار وگفتار خود وعاملانتان تجدید نظر می کردی .
 آقای خامنه ای ، هرگز چنین تصوری نمی کردم وهرگز انتظار چنین روزی را نداشتم که بجای احترام به روحانیت در هرسطحی که باشند ورسیدگی به وضع معیشتی آنان و پرس وجوی مهربانانه از حال واحوال آنان ، کوچکترین اعتنائی به آنان نکنند ، در شعارهاشان ( مرگ برولایت فقیه و مرگ برخامنه ای قاتل و مرگ برروحانی ) سردهندودرهرکوی وبرزن این شعارها به چشم بخورد .
 هیچ میدانی که در کوچه وبازار ، صفوف بانکها ، صفهای طویل در نانوائیها و میادین میوه وتره بار در هردقیقه هزاران فحش و ناسزا نثار شما بعنوان الگوی ولایت و آقای احمدی نژاد بعنوان غاصب حکومت می کنند .
 آقای خامنه ای ، قبل ازانقلاب ، مردم دودسته بودند . یکدسته عظیمی معتقدین به اسلام وشیعه ومتدینین به احکام فقهی که به هیچ قیمتی حاضر نبودند اعتقادات خودرا زیرپا بگدارند و یکدسته اقلیتی که اعتقاد داشتند اما چندان مقید به انجام فرایض دینی واحکام عبادی نبوده وشاید هم تنبلی باعث این بی تفاوتی می شد وبیشتر اوقات سرگرم تفریحات و خوشگذرانیهای خود بودند هرچند بی آزار . اما اکنون چی ؟ همین قدر بدان که چنان نفاقی سراسر جامعه را فراگرفته که امکان دسته بندی آنها ممکن نیست حتی چند عضو یک خانواده هیچگونه شناختی از یکدیگر وهیچگونه هماهنگی باهم ندارند و این جو ناسالم فرهنگی آنچنان در جامعه حاکم شده است که نعوذ بالله اصلاح آن برای امام زمان هم سخت ودشوار شده است بطوریکه اگر مشتاقان حضرتش امیدوار به ظهور هرچه سریعتر او بودند ، آنچنان یاسی به آنان دست داده که حتی بعضا ظهور آن امام همام را منکر می شوند واینها همه مرهون خیانتهائی است که شما وهمفکران متحجرتان به این امت کردید و این همان سیاست استعماری انگلیس است که لعنت ابدی خداوند برآنها و دنباله رو سیاستشان باشد .
+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/19ساعت   توسط محمد.ع  | 

سردرگمی جوانان نسبت به تقلید از مراجع (بخش هشتم دردنامه)

 درزمان رژیم های گذشته اکثر جوانان ونوجوانان قبل از رسیدن به سن بلوغ ، تکلیف خود را با  تقلید ازمراجع عظام مشخص می کردند وتقلید یکی از دغدغه های خاطر اکثر قریب به اتفاق جوانان بود درحالیکه درحال حاضر هشتاددرصد متولدین سی ساله بعد از انقلاب یا با تقلید بیگانه اند ویا تقلید را قبول ندارند بخصوص اینکه به لطف وعنایت ولایت فقیه  مسئله تقلید یک گره سردرگمی شده که هیچکس نمیداند کی راست میگوید و کی دروغ ، معیارهای تشخیص مجتهد جامع الشرایط آنچنان بهم خورده که کمتر کسی می تواند خودرا متقاعد کند که باید تقلید کند .
جناب آقای خامنه ای ، احکام تکلیفیه که توسط مراجع عظام تدوین وتشریح می شود ولازم است تکلیف مقلدین خودرا روشن کنند ، می توانند تکلیف آنانرا درداخل وخارج ، سفر وحضر ، سالم و بیمار ، اینطرف کره زمین یا آنطرف کره زمین و قطب شمال وجنوب مشخص نماید . اما این سنت غلطی که در زمان رهبری شما القاء شده و علیرغم وجود ده ها مجتهد جامع الشرایط در قم و نجف اشرف وسایر بلاد اسلامی ، چاپ رساله ای تحت عنوان فتاوی خارج از کشور توسط شما چه معنی دارد ؟ جز خود بزرگ بینی و قدرت طلبی شما که به جبر می خواهی خودرا در جرگه مراجع قرار دهید درحالیکه بجز تعدادی بسیجی بی سواد که در اثر تعصب کورکورانه و شست وشوی مغزی از تو تقلید می کنند، هیچکس شمارا بعنوان مرجع تقلید قبول ندارد.
اینجانب یعنی کسی که تو را مخاطب قرار داده و قلم به نصیحت تو بدست گرفته است، نه ضد انقلاب است نه ضد روحانی و نه ضد اسلام. نه فقیر است نه ثروتمند. نه بدنبال قدرت است و نه دوست دارد بر او ظلمی روا رود. نه بی سواد پر ادعاست و نه عالم بی ادعا اما اگر خود را معرفی نمی کند دلیلش وجود حکومتی دیکتاتور وجامعه ای گرفتار اختناق در این حکومت که فقط میخواهد بماند و لو به قتل عام میلیونها انسان بی گناه ونابودی مملکت به همین جهت  نمی خواهم خونم به هدر ریخته شود همانند هزاران انسان بی گناه که در طول این سی سال بدستور شما و توسط گروهی جیره خوار اجنبی وشبه اجنبی ریخته شده است. واین مطالب ممکن است توسط یک نا آشنا نوشته شده باشد اما به آن خدایی که می پرستی؟! بدان که در ذهن هفتاد میلیون جمعیت ایران است و حالت آتش زیر خاکستر را دارد که اگر سر باز کند، هزاران پاسدار جلو دار آن نخواهد بود وآن زمان است که به شدت پشیمان خواهی شد و آرزو خواهی کرد که بتوانی جبران کنی در حالی که خیلی دیر شده است وحکایت همان به جهنم رفته هائی را پیدا می کنی که آرزو میکنند دو باره به دنیا برگردنند و جبران کنند که دیگر محال است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/14ساعت   توسط محمد.ع  | 

میلیونها نطفه نامشروع ثمره ولایت فقیه آقای خامنه ای (بخش هفتم دردنامه )

جناب آقای خامنه ای ، هیچ میدانی که هزاران زن شوهردار بخاطر سیرکردن شکم فرزندانش و تامین مواد موردنیاز شوهر معتادش اقدام به خودفروشی می کنند واین درحالی است که سرتاسراین سرزمین منابع غنی زیرزمینی وجود دارد که فقط تعداد انگشت شماری از سران سپاه و روحانیون دسترسی به آن داشته وآنهارا چپاول می کنند ؟
 جناب آقای خامنه ای ، هیچ میدانی که به لطف حکومت ولایت فقیهی که توسط شما متداول شده وفقر اخلاقی واقتصادی ، صدها هزار مولود غیر مشروع در این مملکت پا به عرصه وجود گذاشته اند ؟ درحالیکه درزمان رژیم شاه اگر به ندرت چنین مولودی ایجاد می شد آنقدر نادر بود که مادرشان پس از تولد ، اورا برسر کوچه ها و یا مساجد ویامراکز خیریه رها می کردند و شاید تعداد اندکی از آنها جان سالم بدر می بردند وهمه اینها نتیجه رواج مواد مخدر وورود انواع مختلف مواد خانمانسوزی است که دراثر سوء مدیریت شما به این مملکت سرازیر شده وقابل کنترل نیست؟
درزمان رژیم پهلوی میگفتند مواد مخدر توسط اشرف وشاپور غلامرضا برای تخدیر جوانها به این مملکت وارد می گردد که منحصر به تریاک وهروئین بود وآنهم محدود . اما اکنون این همه مواد مختلف الشکل وقرصهای روانگردان توسط چه کسانی وارد وتولید می شود آنهم با این حجم انبوه که کاملا در دسترس همه خانواده ها به آسانی قرار می گیرد وجوانان این سرزمین را به ورطه نابودی کشانده است واگر بدین منوال پیش رود در آینده این نه چندان دور نه تاک باقی می ماند ونه تاکستان . آیا کنترل این مصیبت عظمی ممکن نیست ؟ چرا ، بخدا قسم به آسانی ممکن است اما آن کجا که دل بسوزد وآن کجا دامن بسوزد . اگر بگویم خبر نداری که امکان ندارد . اگر بگویم دلت برای جوانان این مملکت نمی سوزد که با سخنرانیهای مکررتان وخطاب کردن جوانان عزیز ومردم شریف با همه احساساتی که از همه وجودتان بروز می دهید ناسازگار است وبه دروغ آنانرا عزیز وشریف خطاب می کنید بلکه خودرا درقلب آنان جای دهید واین یعنی گول زدن جوانان وتثبیت وتحکیم پایه حکومت نامشروعتان .
روزی گزارش محرمانه ای از یکی از ارگانهای رسمی بدستم رسید مبنی بر میزان درصدی از کشفیات مواد مخدر توسط نیروی انتظامی در شش ماهه اول سال که از برخی مرزهای جنوبی کشور وارد کشورهای  خلیج فارس میگردد که وقتی محاسبه کردم ودرصدی آنرا تبدیل به صد درصد نمودم وسایر مرزهای شمال وجنوب کشوررا درنظر گرفتم ، به میزانی نجومی تبدیل گردید . این یعنی یک فاجعه ، یعنی یک مصیبت عظمی ، یعنی یک رثا که در هیچ کشوری دردنیا چنین فاجعه ای وجود ندارد . این همان ثمره حکومت ولایت فقیه شمااست .درحالیکه کافی است بخشی از آن نیروهای چماق بدست ونیروهای سرکوبگری که برای به خاک وخون کشیدن میلیونها انسان آزاده که فقط بدنبال احقاق حقوق ازدست رفته شان بودند ، به مرزهای کشور مامور کنید تا معلوم گردد این همه مواد ازکجا وتوسط چه نامردمانی وارد این کشور میشود وبنیاد خانواده های این مملکت را به باد میدهد . پس معلوم می شود که نمی خواهید چون پایه حکومت خودرا باوجود جوانان سالم در مخاطره می بینید .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/10/14ساعت   توسط محمد.ع  | 

مقایسه دونوع حکومت (بخش ششم دردنامه)

یادمان نرفته که یکی ازتهمتهائی که به شاه وایادیش می زدند این بود که مملکت را می چابد وآن را به سراشیبی سقوط کشانده ودرسیستم اداری ، هزارفامیل را حاکم کرده و آنان را متهم به خیانت ، دزدی ورشوه می نمودید وگفتید شاه ازاسرائیل درس می گیرد وآمریکا نفت این ملت را می چابد ومردم هم چون این مسائل را اززبان روحانیت می شنیدند باور می کردند .
شاه اگر تکاثرطلب بود ونفت این مملکت را تاراج می کرد ، لااقل قطراتی از لب و لوچه اش می ریخت ونصیب مردم می شد . اگر دزدی ورشوه خواری انجام می شد بصورت خیلی نادر و پنهانی که قابل احساء نبود ، انجام می گردید که طبیعی است واگر با آمریکا روابط استعماری داشت لا اقل صدقه سر آمریکا مردم دررفاه بودند ، اختلاف طبقاتی کم بود وامکانات رشد برای همه کس بود مگر اینکه خود نخواهد ویا استعداد نداشته باشد .
اما حالا چی ؟ دزدی و رشوه خواری که علنی وجزو ارزشهای انقلاب شده است ، درسیستم اداری ، هزار فامیل که هیچ ، بلکه کل سیستم اداری در اختیار چند خانواده انحصار طلب قرار گرفته که دیگر از هزاران فامیل هم گذشته است ، نفت و گاز این مملکت حالت گوشت قربونی پیدا کرده و میان مسئولین رده بالا تقسیم شده وهرکدام سهم خاصی دارند . منابع زیر زمینی این مملکت بدست سران مملکت وخانواده آنان افتاده است ، عتیقه جات و زیرخاکیهای هفت هزارساله این کشور توسط سردمداران دولتی وخانواده شان از کشور خارج می شود ، به بهانه دشمنی با اسرائیل هرسال میلیونها دلار از سرمایه این مملکت به جیب لبنانیها، فلسطینیها و کشورهای به اصطلاح انقلابی حواله می گردد واین درحالی است که میلیونها خانواده ایرانی درزیر خط فقر به سر می برند وحسرت یک کیلو گوشت درهفته ویک کیلو میوه قابل مصرف به دلشان مانده است وخلاصه قراردادهای ذلت باری با کشورهای بیگانه بسته می شود که باید گفت صد رحمت به امضاء کنندگان قرارداد گلستان و ترکمن چای.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/30ساعت   توسط محمد.ع  | 

انتخابات یا سناریوی انتخاباتی (بخش پنجم دردنامه)

سید بزرگوار جناب آقای خامنه ای ، قبول کن که بد عمل کردی ، همه مردم ایران و همه دنیا میدانند که درطول این 30 سال هرچه از سال 1357 فاصله می گیریم ، اعتقاد مردم نسبت به ارزشهای انقلاب کم رنگتر میشود تاجائی که اگر درانتخابات دوره دهم ریاست جمهوری متوسل به یک سناریوی از پیش تعیین شده نمی شدید ، بیش از چهل درصد از واجدین شرایط به پای صندوق رای حاضر نمی شدند واین را خود شما هم متوجه شده بودید . بهمین جهت باقبول چهار نفر ازصدها کاندیدا و بخصوص قبول آقای میرحسین موسوی که شخصیتی است شناخته شده ، مردمی ، معتدل ، دلسوز نظام ، مدیر ومدبر وکسی که بخوبی مشکلات وبدبختی های مردمی که درطول سی سال بخصوص چهارسال اخیر برسرشان آمده ، آشنابود ، ملت را به پای صندوق آوردید که مشروعیت خودرا تضمین کنید . اما گویا در میان مردم نیستید ویا نمی گذارند باشید و ترجیح می دهید بقول قرآن کریم صم بکم عمی فهم لایعقلون باشید تا بتوانید حکومت کنید والا تلنگری که توسط این ملت خوردید اگر به نمرود وفرعون زده می شد تسلیم می شدند . آقای محترم ، مگر احمدی نژاد چه خصوصیات بارزی داشت که آبروی خود و نظام و روحانیت گرانقدررا به پای او قربانی کردید ؟
اولاد پیغمبر ، چه کار کردی باخودت واین ملت ستمدیده ؟ مگر این ملت چه گناهی مرتکب شده اند که هم باید چکمه رضاخان پهلوی و محمدخان قاجاررا تحمل کنند وهم زیر نعلین روحانیونی مثل شما نابود شوند ؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/30ساعت   توسط محمد.ع  | 

ولایت مداری (بخش چهارم دردنامه)

حضرت آیت اله خامنه ای ، توخود به خوبی می دانی که ولایت مداری در رگ و خون و پوست ملت ایران عجین گردیده و حاضرند برای زنده نگهداشتن این ولایت مداری وعشق به اهل بیت عصمت وطهارت ، ازجان و مال وعزیزترین چیزشان بگذرند اما نه آن ولایت مداری که شما معرفی کرده وخودرا مظهر آن قرار داده ومتحجرینی امثال مصباح یزدی ، احمد جنتی و سیداحمد خاتمی وغیره مبلغ آن هستند . پیروی ازپیامبر اکرم ( ص ) واولاد گرامش اززمان حیات او دراین سرزمین جای خودرا بازکرد که البته مرهون اصالت ، نجابت وکرامت مردم این سرزمین وسابقه دیرینه اعتقادش به توحید ویکتا پرستی بوده است .
برادر بزرگوار ولایت علی ع واولادش با ولایت فقیه بمعنی واقعی آن ( بدین معنی که اگر فقیه ، پا جای پای امام علی گذاشته باشد ) اززمین تا آسمان فاصله دارد تاچه رسد به ولایت شما که حتی همفکران خود نیز شمارا بعنوان فقیه نمی شناسند بخصوص اینکه مبلغ ولایت شما آقایان مصباح ، جنتی ، خاتمی و یکعده مداح بی سواد باشد . لذا اینقدر سنگ ولایت را به سینه نزنید و درسایه ولایت اینقدر دروغ وتزویر وریا به خورد مردم دنیا ندهید که حنایتان دیگر رنگی ندارد وآن بچه های دبستانی هم به توخالی بودن شعارهایتان پی برده و میدانند که این ، ولایت نیست بلکه جنگیدن برسر قدرت است .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/30ساعت   توسط محمد.ع  | 

درمتن انقلاب بودم (بخش سوم دردنامه)

رهبر معظم ، اینجانب ، حدود 40 سال ازعمر خودرا درزمان حکومت پهلوی سپری کردم و علیرغم امکاناتی که برای ورود به دستگاههای دولتی وجودداشت ، از همکاری با آن دولت اجتناب نمودم صرفا بخاطر اینکه شنیده بودم و معتقد بودم که همکاری با دستگاه ظلم و جور ، گناه است . اما پس از پیروزی انقلاب ودعوت از اینجانب به همکاری به امید ایجاد مدینه فاضله ، جذب ادارات دولتی شده وقریب سی سال با این دولت انقلابی همکاری کردم . هرچند درمدت خدمتم با توجه به وجدان شغلی و اعتقاد به روز رستاخیز وداشتن روحیه مردمی تا حدودی توانستم خدماتی هرچند ناچیز اما اساسی ارائه دهم که هم رضای خداوند درآن بود وهم رضایت خلق خدا وازاین جهت برخود می بالم و سپاسگزار خداوند هستم که درطول خدمتم به کرات مورد امتحان و آزمایش الهی قرار گرفته و علیرغم اختیاراتی که داشتم ار فرصت های بدست آمده سوء استفاده نکردم و اکنون نیز که با حقوق بازنشستگی که توسط آقای احمدی نژاد هرماه بالا وپائین می شود ، میسازم و خدارا هم شاکرم . اما اگر جذب کارهای دولتی نمی شدم برحسب استعدادهای ذاتی وسوابق شغلی که داشتم مطمئنا وضعی بمراتب بهتر ازاین که اکنون هستم داشتم هرچند به تقدیرات الهی وسرنوشت انسانها نیز اعتقاد دارم وا.... اعلم .

اما اکنون وقتی وضعیت نظام اداری قبل ازانقلاب را با سی سال نظام اداری بعد از پیروزی انقلاب مقایسه می کنم ، خودرا سرزنش کرده وبردیدگاه گذشته خود لعنت میفرستم شاید خداوند بخاطر آن دیدگاه غلط مرا ببخشد چرا که اگر درنظام پهلوی گاهی مفسده اداری مشاهده می شد ، اولا نادر بود ثانیا از آن حکومت توقعی بیش از آن نمی رفت لکن نظام اداری بعداز پیروزی انقلاب بخصوص ده سال اخیر سیستم اداری تبدیل به عین فساد شده که برای هرانسان باوجدانی قابل تحمل نمی باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/30ساعت   توسط محمد.ع  | 

انقلاب به بیراهه می رود (بخش دوم دردنامه)

رهبر معظم ، میدانی از چه موقع متوجه انحراف انقلاب شدم ؟ از آن روزی که بیش از چند ماهی از پیروزی انقلاب نگذشته بود که امام راحل بمناسبتی در مدرسه فیضیه در جمع مردم حضور پیدا کرد و آقای هاشمی رفسنجانی بعنوان سخنران جلسه پشت تریبون قرار گرفت و در حضور امام و انبوهی از جمعیت مشتاق ملاقات امام ، گزارشی از فعالیت های چند ماهه بعد از پیروزی انقلاب بصورت مبالغه آمیز ارائه و تعداد 13 مورد از کارهای انجام شده برشمرد که برخی از موارد ، ارزش مطرح کردن نداشت و برخی نیز مربوط به قبل از انقلاب بود .

آری موقعی متوجه شدم که انقلاب به بیراهه می رود که دیدم جنگ هشت ساله چگونه زمینه فرصت یابی عده ای سودجو و فرصت طلبی برخی افراد عقده ای که می خواستند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند و متاسفانه روحیه جنگ طلبی عده ای باعث از دست دادن بسیاری از جوانان مخلص و باایمان و عاقبت نوشاندن جام زهر به امام راحل گردید .

جناب آقای خامنه ای ، موقعی متوجه به بیراهه رفتن انقلاب شدم که دیدم وقتی امام راحل مطلبی عنوان میفرمود و یا بیانیه ای صادر می نمود و یا سخنرانی ایراد می کرد ، گفتار وسخنان معظم له توسط اشخاصی مثل جنابعالی ، هاشمی ، خزعلی ، بنی صدر ورجائی شهید و غیره و غیره برحسب ذوق وسلیقه وبرداشتها ومنافع شخصی وسیاسی ، تاویل و تفسیر می شد و آنچه درنهایت زمین می ماند و هرگز عملی نمی شد ، عصاره گفتار و بیانات وی بود .

برخورد سیاسی با مرحوم آیت الله شریعتمداری و هتک حرمت آیت الله منتظری که ( البته برای عامه مردم ) معلوم نشد به چه علت صورت گرفت والا موضوع برای کسانیکه سری درمیان سرها داشتند و کم وبیش با سیاست آشنا بودند کاملا معلوم بود ، همه اینها نشاندهنده انحراف انقلاب بود .

لکن چون اکثریت قاطع ملت ایران دل در گرو محبت امام راحل داشتند و فکر می کردند همانطور که ادعا می کرد ، دلسوز ملت است ، مردم نیز اینگونه کج روی هارا خرده نمی گرفتند و به پای دلسوزی معظم له و صلاحدید وی می گذاشتند . اما موقعی کاملا واقف شدم که انقلاب به بیراهه می رود که عنوان مرجعیت از شرایط رهبری حذف و بعد هم عجولانه با تشکیل جلسه اعضاء مجلس خبرگان که بی شباهت به جلسه ثقیفه بنی ساعده نبود ، با ریختن یکسری اشک تمساح و بده بستانهای سیاسی و به بهانه قطع امید دشمنان فرضی وروایتی توسط آقای هاشمی رفسنجانی که صدق وکذب آن را با عدم وجود امام نمی شد تآیید کرد ، شمارا بعنوان رهبر انتخاب نمودند . معذالک باز هم بعلت اینکه تا آن زمان شناخت چندانی نسبت به شما نداشتم وانتخاب شما با سکوت بسیاری از علمای طراز اول همراه بود ، تصور کردم که سکوت علماء نشانه تآیید شماست و علیرغم ایرادات واشکالاتی که برخی از روشنفکران تحصیل کرده به این انتخاب داشتند ، سعی می کردم با توجیهات خود آنان را متقاعد کنم که تسلیم این انتخاب شوند ( البته نه بدین معنی که در مملکت قحط الرجال بود و جز شما کسی شایستگی این عنوان را نداشت بلکه صرفا بخاطر همان روحیه تعبدی که از کودکی با آن خوگرفته بودم ) . ضمن اینکه کسی فکر نمی کرد که شما بیست سال حکومت کنید و اکنون نیز به فکر جانشین خود باشید تا بعد از خود ، ولایت فقیه را نیز موروثی نمائید و یا لااقل بفکر موروثی کردن آن باشید .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/30ساعت   توسط محمد.ع  |